تبليغاتX
رز سفید(وبلاگ شخصی فرشاد پیلسته)

سلامتی پسر بچه های قدیم که پشت

 لبشونو با ذغال سیاه می کردن

که شبیه باباهاشون بشن

نه مثل جوونای امروز ابروهاشونو نازک

می کنن که شبیه ماماناشون بشن !

+ نوشته شده توسط فرشاد پیلسته در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 9:20 |
گل آفتابگردان را گفتند: چراشبها سرت را پایین می اندازی؟

گفت :ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم... .. .

+ نوشته شده توسط فرشاد پیلسته در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 9:12 |

کلنگ قاضی

 

شخصی که آنجا حضور داشت گفت : جناب قاضی کلنگ خود را بردارید
قاضی خشمگین پاسخ داد: مردک این قلم است نه کلنگ
تو هنوز کلنگ و قلم را از هم باز نشناسی؟
مرد گفت: هر چه هست باشد، تو خانه مرا با آن ویران کردی
+ نوشته شده توسط فرشاد پیلسته در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 11:1 |

پدری با پسری گفت به قهر...

دوشنبه 3 بهمن 1390

پدری با پسری گفت به قهر

که تو آدم نشوی جان پدر

 

 

حیف از آن عمر که ای بی سروپا

در پی تربیتت کردم سر

 

 

دل فرزند از این حرف شکست

بی خبر از پدرش کرد سفر

 

 

رنج بسیار کشید و پس از آن

زندگی گشت به کامش چو شکر

 

 

عاقبت شوکت والایی یافت

حاکم شهر شد و صاحب زر

 

 

چند روزی بگذشت و پس از آن

امر فرمود به احضار پدر

 

 

پدرش آمد از راه دراز

نزد حاکم شد و بشناخت پسر

 

 

پسر از غایت خودخواهی و کبر

نظر افگند به سراپای پدر

 

 

گفت گفتی که تو آدم نشوی

تو کنون حشمت و جاهم بنگر

 

 

پیر خندید و سرش داد تکان

گفت این نکته برون شد از در

 

 

«من نگفتم که تو حاکم نشوی

گفتم آدم نشوی جان پدر
+ نوشته شده توسط فرشاد پیلسته در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 10:54 |
کلاغی در فصل سرد زمستان غذا برای جوجه هایش نداشت!ناچار از گوشت بدن خود میکند به بچه هایش میدادتا اینکه فصل زمستان تمام شد کلاغ مرد...

بچه هایش گفتند راحت شدیم از غذای تکراری!!!

این است واقعیت زندگی ما.........

+ نوشته شده توسط فرشاد پیلسته در چهارشنبه دهم اسفند 1390 و ساعت 10:11 |

نیا باران زمین جای قشنگی نیست

من از جنس زمینم و خوب می دانم

که گل در عقد زنبور است

اما یک طرف سودای بلبل،

یک طرف بال و پر پروانه را هم

دوست میدارد

نیا باران پشیمان میشوی از آمدن

زمین جای قشنگی نیست

در ناودان ها گیر خواهی کرد

من از جنس زمینم خوب می دانم

که اینجا جمعه بازار است

و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه میدادند

در اینجا قدر مردم را به جو اندازه می گیرند

در اینجا شعر حافظ را به فال کولیان در به در اندازه

 می گیرند

نیا باران زمین جای قشنگی نیست

+ نوشته شده توسط فرشاد پیلسته در شنبه هشتم بهمن 1390 و ساعت 10:12 |
  هفته نامه یالثارات در ستون سیاست به روایت یک همولایتی در مطلبی تحت عنوان 'فتوحات اقتصادی' نوشت: 

از قدیم فتوحات نامه‌نویسی از رایج‌ترین اقدامات فرهنگی آدم‌های قدرتمند، جهانگیر و جهاندار بوده و امثال سلطان محمود غزنوی، نادرشاه، فتحعلی شاه، ناصرالدین شاه، کلنل لیاخوف روسی (همانی که مجلس به توپ بست!) و حتی هولاکوخان مغول یک قسمتی از دفتر و نهاد تحت امرشان را به نوشتن فتوحات و دستاوردهای اختصاص داده‌اند، تا همگان به ویژه آیندگان بدانند که چه سلاطین و حاکمان گل و سنبلی بر مملکت مسلط بوده و چه دسته گل ها که به سر ملت نزده‌اند! 

در همین راستا و از آنجا که سلاطین و حاکمان قوه‌ مجریه در طول چند سال اخیر، اصولاً آدم‌‌های به شدت متواضع و گمنامی بوده‌اند و زیردستانشان در دفتر و نهاد ریاست جمهوری در شبانه‌روز 27 ساعت به خواندن و پیگیری میلیون‌ها نامه مردمی مشغولند و دیگر وقتی برای نگاشتن و ثبت فتوحات قوه مجریه در طول سنوات ماضیه نداشته و ندارند؛ لذا خارج از انصاف دیدیم اگر بتوانیم پیروزی‌ها و موفقیت‌های دولت دهم را بنویسیم و ننویسیم (البته روزنامه دولتی ایران هم چون تمام وقت مشغول ترویج فرهنگ عفاف و حجاب است مجالی برای نگاشتن فتوحات دولت نداشته و ندارد.) 

و اما امهات و اهم فتوحات پی‌درپی دولت دهم در حوزه اقتصاد به شرح زیر می‌باشد! (چون دستاوردهای اقتصادی دولت دهم چشمگیرتر و شایان توجه‌تر بوده‌اند! لذا از اینجا شروع کردیم.) 

1- کاهش ارزش پول ملی به نصف در طول 4 ماه (کدام دولت از زمان مادها تا الان چنین سریع و ضربتی ارزش پول ملی را نصف و کام مردم را شیرین نموده؟) 

2- افزایش قیمت طلا به دو برابر، ظرف همان مدت 4 ماه (انصافاً کدام دولت در طول تاریخ بشر توانسته این قدر زحمتکش و کاری باشد که با یک دست ارزش پول ملی را نصف کند و در همان زمان با دست دیگر قیمت طلا را دو برابر بنماید؟) 

3- تشویق ملت به خروج سپرده‌های‌شان از بانکها (میزان خروج سپرده‌های بانکی در طول 4 ماه اخیر در هیچ مقطعی از تاریخ ایران سابقه ندارد و به ویژه در مقایسه با زمان مادها!)در همین رابطه شنیده شده بانک جهانی با ارسال نامه‌ای محرمانه از دولت دهم خواهش کرده سازوکار چگونگی تشویق مردم به خروج ضربتی و بی‌سابقه پول‌های‌شان از نظام بانکی را جهت ثبت در تاریخ بانکداری و آموزش و عبرت سایر کشورها و جوامع در اختیار بانک جهانی قرار دهد! 

4- در مسیر تحقق اهداف اصل 44 مبنی بر واگذاری امور مردم به مردم و همچنین در جهت تحقق طرح پنسم (مخفف پول نفت سرسفره مردم) طرح عملیاتی ضربتی قیف، نفت، حلق به صورت زیر در کار گروه تخصصی مربوطه تدوین شده و در همین ایام اجرایی خواهد شد و طبق معمول زمان اجرای آن اعلام نخواهد شد؛ مگر یک شب قبل از اجرا، آن هم توسط رئیس جمهور محبوب طی یک گفت‌وگوی صمیمی. 

براساس این طرح ابتدای هر ماه در حلق هر ایرانی و یک قیف (فلزی یا پلاستیکی) قرار گرفته و مقداری نفت خام سنگین (میزان آن محرمانه است و در ستاد هدفمندی یارانه‌ در حال بررسی است به هر حال بین 2/5 تا 22/75 لیتر! پیش‌بینی می‌شود) آنگاه فرد مزبور خودش تصمیم می‌گیرد که سهمش از نفت را چگونه هزینه کند! 

در صورت اجرایی شدن این طرح، بزرگ‌ترین تحول اقتصادی تاریخ بشر اتفاق می‌افتد و وزارت نفت، بانک مرکزی و وزارت دارایی فلسفه وجودی خود را از دست داده و منحل می‌شود! شاید هم در سازمان محیط زیست! با سازمان اوقاف یا حتی وزارت آموزش و پرورش ادغام شده و کارمندان‌شان به صورت دورکار به ادامه خدمت بپردازند! 

+ نوشته شده توسط فرشاد پیلسته در جمعه سی ام دی 1390 و ساعت 10:33 |
فکرم همه‌جا هست، ولی پیش خدا نیست
سجاده زردوز که محراب دعا نیست

گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟
اندیشه سیال من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟!

از شدت اخلاص من عالم شده حیران
تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست!

از کمیتِ کار که هر روز سه وعده
از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست

یک‌ذره فقط کُندتر از سرعت نور است
هر رکعتِ من حائز عنوان جهانی‌ست!

این سجده سهو است؟ و یا رکعت آخر؟
چندی‌ست که این حافظه در خدمت ما نیست

ای دلبر من! تا غم وام است و تورم
محراب به یاد خم ابروی شما نیست

بی‌دغدغه یک سجده راحت نتوان کرد
تا فکر من از قسط عقب‌مانده جدا نیست

هر سکه که دادند دوتا سکه گرفتند
گفتند که این بهره بانکی‌ست، ربا نیست!

از بس‌که پی نیم‌وجب نان حلالیم
در سجده ما رونق اگر هست، صفا نیست

به به، چه نمازی‌ست! همین است که گویند
راه شعرا دور ز راه عرفا نیست

منبع: وبلاگ گفتگوی دوستانه
+ نوشته شده توسط فرشاد پیلسته در یکشنبه هجدهم دی 1390 و ساعت 10:51 |
 

برادر عزيز، جناب آقاي رئيس جمهور:

يارانه نقدي در واقع همان پول نفتي است كه دولتيها وعده اونو داده بودن . حذف پول نفت قشري از مردم ( بهر دليلي ) معادل اينه كه اين اقشار جزو اين مملكت نيستن زيرا پول نفت حق الناسي است كه شامل همه بايد بشه چه فقير چه مرفه ...
دولت فقط ميتونه اين حق الناس را زماني حذف كنه كه خود شخص رضايت كتبي رو ارائه كنن . اگه هم ميخوان باقشار آسيب پذير بيشتر كمك كنن ! ميبايست در قالب ديگر و با عناوين متفاوت صورت بگيره . من كه خودم اين حق الناس رو كه نشانگر هويتم نيز هست براي هيچ شخصي هرچند محترم و محترم تر و ... باشه حلال نميكنم و اون دنيا يقش رو خواهم گرفت .

+ نوشته شده توسط فرشاد پیلسته در پنجشنبه هشتم دی 1390 و ساعت 11:18 |
خبری بسیار کوتاه برای مردی بزرگ!!!

سالنامه سازمان اطلاعات انگلیس در سال 1995 درباره اش منتشر کرد: خسارتی که وی به انگلستان وارد کرد از خسارتی که هیتلر در جنگ دوم جهانی به انگلستان وارد کرد بیش تر بود، معترف هستیم که  انگلستان در برابر مصدق شکستی بی سابقه را متحمل شد.

اولین نفر که با لایحه کاپیتولاسیون در ایران مخالفت کرد.

اولین ایرانی فارق التحصیل در دکتری حقوق.

امتیاز حق شیلات و کشتیرانی در دریای خزر را از شوروی باز پس گرفت.

شخصا در دادگاه لاهه برای احیای حقوق ملت خویش فریاد کشید.

جمال عبدالناصر (رهبر بزرگ و فقید ناسیونالیست عربی-اسلامی مصر) به گفته خویش او را الگوی خود قرار داد و کانال سوئز را برای مصر ملی کرد.

سفیر شوروی در ایران رسما اعلام کرد که دولتش در برابر وی به زانو افتاد.

اولین نفر که با استفاده از علوم روز در دانشگاه به بررسی علمی حقوق اسلامی شیعه پرداخت.

اولین نفر که حقوق شرعی زنان را به طور علمی در دانشگاه مطرح ساخت.

ابرمرد تاریخ ایران، با جان بر کف بودن خویش در راه وطن اجازه نداد که تا سال 1992 امتیاز نفت ایران در انحصار بیگانه باشد.

مجاهدت های کسی که خود را وقف سرزمین و مردم و دین خویش کرد، یگانه طراح بزرگ ملی شدن صنعت نفت ایران، جاوید یاد دکتر محمد مصدق به همین جا ختم نشد،وی خود را وقف ملیت ایرانی و دیانت اسلامی ساخت و لحظه به لحظه افتخار آفرید.



بخشی از بیانات بزرگوار:

” من ایرانی و مسلمانم و بر علیه هرچه ایرانیت و اسلامیت را تهدید کند تا زنده هستم مبارزه می کنم “.

” تنها گناه من و گناه بسیار بزرگ من این استکه صنعت نفت ایران را ملی کردم و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیم ترین امپراطوری جهان را از این مملکت برچیدم “.

” حیات من و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سر فرازی میلیون ها ایرانی و نسل های متوالی این ملت کوچکترین ارزشی ندارد و از آنچه برایم پیش آمد هیچ تاسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام داده ام .عمر من و شما و هر کس چند صباحی دیر نخواهد پائید.

*برای درمان سرطان بینی با وجود اصرار فرزندش  که پزشک بود و دوستدارانش راضی به سفر به خارج برای درمان نشد وگفت پزشکان ما قادرند همه کاری را برای درمانم انجام دهند.



به اختیار خود ملک خودش را بین کشاورزانش تقسیم کرد!

+ نوشته شده توسط فرشاد پیلسته در جمعه چهاردهم مرداد 1390 و ساعت 11:44 |


Powered By
BLOGFA.COM